زمانی که یک اثر هنری بودم
کتاب، داستان جوانی را روایت میکند که در آستانهی خودکشی، در دام هنرمندی میافتد که او را از خودکشی منصرف میکند تا برای او زندگی و هویت تازهای بیافریند؛ اریک-امانوئل اشمیت، زادهی ۱۹۶۰ است. او دکترای فلسفه دارد و از نویسندگان مطرح جهان به شمار میرود. آثاری که او نوشته، هر یک بهگونهای خاص خود، مطرح هستند. رمان «زمانی که یک اثر هنری بودم»، رمانی است غیرمتعارف، هم از لحاظ روایت و هم بهلحاظ شکل و محتوا. چرا که نوع روایت آن، آمیزهای است از روایت کلاسیک و مدرن. از اینرو، شکل و محتوای آن مشمول دگردیسی پویایی بهزبان رمان شده که در آن هستی رمان دگرگون شده است؛ این اثر اعتراضی است به دنیای مدرنیته و هنر معاصر. نگاه اومانیستی او در این اثر کاملاً برجسته و مشهود است. اشمیت به موقعیت انسان در دنیای معاصر اعتراض میکند، انسانی که اندکاندک تا حد یک شیء تنزل مییابد؛ و هم به آزادی انسان، آن هم در دنیایی که داعیهی آن را دارد؛