بابک شعبانی

4 نفر این منتقد را دنبال کرده اند

نقد کتاب : وداع با اسلحه

داستان رمان وداع با اسلحه چیست؟
طی جنگ جهانی اول، ستوان هنری در شهر کوچکی در شمال ایتالیا مشغول خدمت در بخش آمبولانس‌های جبهه‌ی این کشور است. او در روزهای ابتدایی که جبهه‌ی جنگ نسبتا آرام می‌گذشت، از زندگی در تالار ناهارخوری و می‌گساری میان آمبولانس‌ها لذت می‌برد. جنگ طوری آرام بود که حتی با مرخصی او برای تمام زمستان موافقت شد. زمانی‌که هنری از مرخصی به جبهه بازمی‌گردد، با پرستاری به نام کاترین بارکلی آشنا می‌شود و تظاهر می‌کند که به او علاقمند شده است. کاترین حرف او را می‌پذیرد؛ در حالی که به آن باور ندارد. در این بین اما شعله‌های جنگ دوباره روشن شده است و هنری مجروح می‌شود. او را به بیمارستانی در شهر میلان که کاترین هم به آن‌جا فرستاده شده است، منتقل می‌کنند. در بیمارستان کاترین و هنری دلباخته‌ی هم می‌شوند. هنری دوباره به جبهه‌ی نبرد اعزام می‌شود. جنگ هر روز شدیدتر می‌شود و هنری در صحبت با هم‌رزمانش متوجه می‌شود که همگی تا چه حد از جنگ بیزار هستند. پیش از اینکه هنری به منطقه‌ای کوهستانی که به آن‌جا اعزام شده است برسد، حمله‌ی آلمانی‌ها و اتریشی‌ها شروع می‌شود و آن‌ها مجبور به عقب‌نشینی می‌شوند. هنری با سه آمبولانس تحت فرمانش به عقب بر می‌گردد اما آمبولانس‌ها در جاده‌های فرعی به گل می‌نشینند. یکی از سربازان او کشته می‌شود و دیگری خود را تسلیم می‌کند. هنری و یکی دیگر از سربازانش به دلیل عقب‌نشینی دستگیر می‌شوند و برای محاکمه و تیرباران راهی یک چمن‌زار می‌شوند. اما در راه، هنری خودش را نجات می‌دهد و فرار می‌کند. پس از این اتفاق متوجه می‌شود که هیچ علاقه‌ای به جنگیدن ندارد .
وداع با اسلحه؛ انزجار از جنگ
بسیاری معتقدند که همینگوی بر اساس تجربیات شخصی خود در جنگ جهانی اول داستان کتاب را روایت کرده است و شخصیت‌های اصلی کتاب براساس شخصیت‌های حقیقی شکل گرفته‌اند. به عنوان مثال کاترین بر اساس شخصی به نام «اگنس ون کوروسکی » (Agnes von Kurowsky) نوشته شده است که پرستار صلیب سرخ طی جنگ جهانی اول بوده است و از همینگوی مراقبت می‌کرده است. همینگوی عاشق او نیز شده بود .
داستان کتاب نبرد امپراتوری‌های اتریش – مجارستان و آلمان را در برابر ایتالیا به تصویر می‌کشد که در سال ۱۹۱۷ اتفاق افتاد و ایتالیا مجبور به عقب‌نشینی گسترده‌ای شد. داستان عاشقانه‌ی کتاب در بستری تلخ و خشن توصیف می‌شود. همینگوی با شیوه‌ی روایت منحصربه‌فرد خود و با نثری شیوا و روان قصه را روایت می‌کند که باعث شده خواننده تا صفحات پایانی کتاب با آن همراه شود. نویسنده استادانه سرگردانی و انزجار قهرمان داستان، هنری را نسبت به جنگ روایت می‌کند و شکوه و عظمت کلمات و عبارات او ارزش و زیبایی کتاب را دو چندان می‌کند .
نویسنده درباره شیوه‌ی نگارش خود گفته است: «یادم است تقریبا هر روز در دنیای این کتاب زندگی می‌کردم و به این فکر می‌کردم که قرار است بقیه اش را چه کار کنم، وقتی این کشور، مردم و ماجراها را خلق می‌کردم خوشحال‌تر از همیشه بودم. هر روز کتاب را از اول تا جایی که نوشته بودم می‌خواندم. هر وقت که از کار خودم راضی بودم و می‌دانستم فردا باید از کجا شروع کنم، دوباره کار را متوقف می‌کردم
روایت داستان با وجود اینکه غم‌انگیز است اما همینگوی آن‌را گریزناپذیر و واقعیت زندگی می‌داند: «این‌که کتاب در این حد غم‌انگیز بود مرا ناراحت نمی‌کرد. چرا که من معتقدم زندگی اساسا یک تراژدی است و می‌دانستم تنها یک مسیر برای به پایان رساندن این داستان وجود دارد. ولی مساله‌ی مهم این بود که تو موفق شده بودی چنین چیزی بنویسی، اثری خلق کنی که خودت هم هنگام خواندنش احساس رضایت داشته باشی و مهم‌تر این‌که تو می‌توانستی هر روز این کار لذت بخش را انجام دهی. این باعث می‌شد من بیشتر از همیشه از کار خود لذت ببرم و به بقیه‌ی مسائل توجهی نکنم
یکی از دلایل مهمی که کتاب در تمامی این سال‌ها به عنوان اثری مهم باقی مانده است مطرح کردن سطحی جدید از صلح‌طلبی است. همچنین زبان ساده و روان کتاب به همراه احساسات چند لایه، اثر را به رمانی کلاسیک تبدیل کرده است .

منبع: تبریزآرت

وداع با اسلحه
وداع با اسلحه برنده جایزه نوبل ادبیات و در سال 1929 منتشر شده است.این اثر داستان گرفتار شدن مردی تنهاست،با جنگی بیهوده و عشقی ناخواسته. قهرمان این کتاب نماینده نسل خویش است و آنچه بر او گذشته است تنها مربوط به شخص او نیست، بلکه مربوط به انسان است:انسانی که از جنگ و ستیز خسته شده است «وداع با اسلحه»یکی از بزرگترین آثاری است که پس از جنگ جهانی اول و بر اساس تجربیات واقعی نویسنده اثر در ارتش ایتالیا نوشته شده است.

برو به صفحه کتاب
بازدید این مطلب : 146
تاریخ انتشار : 1399/01/14

   

     
 
عبارت امنیتی