جادوگران وقت
"دو جادوگر بدجنس، اولاف و گونتر، شهر را ناامن کردهاند. آنها وقت صرفهجویی شدة مردم را میدزدند. حق پدر و مادر نلی هم به همین درد دچار شدهاند... حالا مردم، وقت کمتری دارند و در نتیجه، فشار روحی و نگرانیشان بیشتر شده است. کارآگاه نلی، کارش را شروع میکند و دامی برای جادوگران میگذارد؛ بیخبر از اینکه جانش در خطر است..."