دنیای این روزای من

گزیده ای از کتاب دنیای این روزهای من دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده انقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده در آغاز کتاب دنیای این روزهای من می خوانیم هر جا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه ای ترس تنهای من اینجا چراغی روشنه اینجا یکی از حس شب احساس وحشت می کنه هرروز از فکر سقوط با کوه صحبت می کنه جایی که من تنها شدم شب قبله گاهه آخره اینجا تو این قطب سکوت کابوس طولانی تره من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنه اینقدر سو سو می زنم شاید یه شب دیدی منو هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه ای ترس تنهای من اینجا چراغی روشنه اینجا یکی از حس شب احساس وحشت می کنه هر روز از فکر سقوط با کوه صحبت می کنه
7 /10
7
موضوع کتاب


دنیای این روزای من

گزیده ای از کتاب دنیای این روزهای من دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده انقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده در آغاز کتاب دنیای این روزهای من می خوانیم هر جا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه ای ترس تنهای من اینجا چراغی روشنه اینجا یکی از حس شب احساس وحشت می کنه هرروز از فکر سقوط با کوه صحبت می کنه جایی که من تنها شدم شب قبله گاهه آخره اینجا تو این قطب سکوت کابوس طولانی تره من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنه اینقدر سو سو می زنم شاید یه شب دیدی منو هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه ای ترس تنهای من اینجا چراغی روشنه اینجا یکی از حس شب احساس وحشت می کنه هر روز از فکر سقوط با کوه صحبت می کنه

روزبه بمانی



نظرات


برای ثبت نظر ابتدا وارد سیستم شوید

شاید دوست داشته باشید

از همین نویسنده

فروشندگان اين كتاب

   

     
 
عبارت امنیتی